تبليغاتX
....آنی...رويای سبز
....آنی...رويای سبز

و اينک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ..... در انتظار تو...!


DOORKHEEEZ

 

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود:

 اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده،

 و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، 

 كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد،

 و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

 

 

سلام!
ميدونم كه خيلى دير كردم...البته اينم ميدونم كه كسى منتظرم نبود پس دير كردن يا نكردن ، بودن يا نبودم...خوب اصلا مهم نيست....جز براى دل وبلاگى کوچیکم...
گله گذرى بسه...
يه كم ميخواستم از اين روزم بنويسم هر چند كه پستایی خودم به خودم قولشون رو دادم فراموشم نميشه.

يك ماه و نيمى هست كه شدم يه پيشى ...!
از شنبه تا چهارشنبه مدرسه م تا ساعت ۴:۴۵ ! خوش ميگذره پيش....دوست دارم....البته نتيجه ها كه اومد حال همه مون كلى گرفته شد ، قبولى هاى امسال فضیلت زياد جالب نبود...اما خوب...به قول بچه ها ما دوره متفاوتى ميباشيم! (اعتماد به نفس ديگه!!)
ديگه اينكه تو كلاس با سرا كلى خوش ميگذرونيم... و اينكه همه بچه ها و يه کوچولو هم من مثبتیده شديم و كمتر تی وی ميبينم ، البته من سرم بره پرستارانم نميره! اما خوب فوتبالم انگارى دارهِ ميره و اخبار ورزشیم هم به شدت كاهش يافت !!

امروز صبح امتحان BEYNOL‌‌ داشتم....فجیع بود !!!
بين مدرسه ما و علوى و نيكان و احسان و روزبه و روشنگر شهرك غرب و.... الان فهميدين كه چرا ميگم  فجیع بود ، نه؟؟
فیزیکم رو ۶۰ زدم کلیــــــی از دست خودم عصبى ام!

 

خوب...الان اذان دادن... امروز رفته بوديم پیشواز...دورخیز كرديم تا يك راست بپریم تو بغل خدا....

منو یادت نره دعا کنی...

 

* مناجات ماه مبارك

سی ام مرداد 1388 توسط آنی شرلی |



آنی
تکرار غريبانه ی روزهايت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشمهايت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکيت,
از تنهايی معصومانه ی دستها
آيا می دانی که در هجوم دردها و غم هايت و در گيرودار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلالی درياچه ی نقره ای نهفته بود؟
آنی
اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه ی طلايی خورشيد دوستی بسپاری و در آبی بيکران مهربانی ها به پرواز در آيی

و اينک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست
در انتظار تو......

*

17 سالمه و یه شاگرد سال آخر دبیرستانم!

شاید حرف هام مسخره و یا خسته کننده باشه...
اما...
واقعیه
و مهم تر اینکه حرف دلمه!


ازت ممنونم که بهم سر زدی D:





من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانهء ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانهء دوست کجاست؟

.
.
.


و همه مي دانيم
ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است...

anne_shirley92@hotmail.com

عکس های آنی (رویای سبز)

RSS 2.0


آلبوم عکس های مورد علاقه ام از آنی: Image hosted by Webshots.com
by theshowisfree وبلاگ بچه های فضیلت! < < آموزش قالب كدجاوا> >
منبع کد اهنگ مینوس

بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس

Design By Parstheme