|
باید میومدم...اون وقت باید کلی ناراحتی می کشیدم از اینکه من آرشیو آذر 87 ندارم...خب خیلی بد می شد دیگه...
داشتم فکر می کردم یه جورایی میشه گفت نصف سوم دبیرستانم تموم شد....یه ذره فکر کردم ....دیدم اصلا ناراحت نیستم که تموم شد....خیلی دیر گذشت....به گمونم باید الان ناراحت باشم که ناراحت نیستم اینقدر زود گذشت...!
هفته ی پیش آنی رو گذاشت...منم خوشحال رفتم آنی 1 رو از کتابخونه م در آوردم و شروع کردم به خوندن....غافل از اینکه امسال مامان حسابی مواظبه که بهانه نده دستم برا آخر سال...که بگم همه چی تقصیر اون...خب راست می گفتم...
پ.ن :خود راننده ونمون گفت اول برج (دی) میره....خدا کنه راست گفته باشه... |