تبليغاتX
....آنی...رويای سبز
....آنی...رويای سبز

و اينک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ..... در انتظار تو...!


یه شعر...یه عکس..

چند روزه عاشق این شعره شدم...فوق العاده نیست؟

نوزدهم آبان 1387 توسط آنی شرلی |

شلووووغی..........!

 

Daisypath Next Aniversary PicDaisypath Next Aniversary Ticker 

 

تخته ی کلاسمون پر شده از انواع شیرین کاری های تک تکمون....به قول میر عشقی : چه داستان سرایی کردین رو تخته ...!

سمت راستش فاطمه برامون قیافه هامونو کشیده.....دو تایی و با خود بچه ها کلی سر قیافه هر کی فکر کردیم....من یه گردالیم که عینک دارم...سها چشمک می زنه....زهرا از ته دلش داره می خنده...فر دندوناش پیداس...هر کی یه جور خلاصه...

وسط تخته کلی واسه خودش فوق العاده ست ....فاططمه یه مدل خاصی نوشته " روز دانش آموز مبارک " که از توش میشه ۱۳ آبان رو تشخیص داد....سمت چپ هم من نوشتم که اگه گفتی با امروز چند روز مونده تا مشهد؟ البته نصفیش به سمت پایین سرازیر شده....

روز دانش اموز کلی خل بازی در اوردیم و چون بهمون شیرینی نرسید رو پله ها تحصن کردیم....البتهکه بر مونگردوندن...اما خب بعدش شیرینی خریدن و دادن...به خندش می ارزید!

با هم می خوندیم : ما با هم متحد می شویم....ما بر کنیم ریشه استکبار...درود درود درود...

امروز خانوم محبوب گفت پورطاهر بیا با هم قدم بزنیم...خیلی با مزه بود...کل زنگ تفریحو با معاون مدرسه تو حیاط قدم زدم!

می گفت دنبالشن که سرویسمونو عوض کنن...انگاری که نتیجه داده زنگ زدنای بابا..

 

اون روزی که بارون می اومد رفتم تو حیاط و چند تا عکس گرفتم....زیاد راضی نیستم...فکر کنم این از بقیه شون بهتر باشه...

۲۶ آبان سال پدر بزرگمه...خادم کشیک هشتم بود...ان شاء الله که ما ۲۴ آبان اونجاییم...با مدرسه...

پانزدهم آبان 1387 توسط آنی شرلی |



آنی
تکرار غريبانه ی روزهايت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشمهايت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکيت,
از تنهايی معصومانه ی دستها
آيا می دانی که در هجوم دردها و غم هايت و در گيرودار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلالی درياچه ی نقره ای نهفته بود؟
آنی
اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه ی طلايی خورشيد دوستی بسپاری و در آبی بيکران مهربانی ها به پرواز در آيی

و اينک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست
در انتظار تو......

*

17 سالمه و یه شاگرد سال آخر دبیرستانم!

شاید حرف هام مسخره و یا خسته کننده باشه...
اما...
واقعیه
و مهم تر اینکه حرف دلمه!


ازت ممنونم که بهم سر زدی D:





من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانهء ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانهء دوست کجاست؟

.
.
.


و همه مي دانيم
ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است...

anne_shirley92@hotmail.com

عکس های آنی (رویای سبز)

RSS 2.0


آلبوم عکس های مورد علاقه ام از آنی: Image hosted by Webshots.com
by theshowisfree وبلاگ بچه های فضیلت! < < آموزش قالب كدجاوا> >
منبع کد اهنگ مینوس

بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس

Design By Parstheme