|

میدونی ...آنی رو می بینم که داره بهم حسودی می کنه...
فکر می کنی آنی هیچ وقت از با سرعت رفتن به طرف نورهای خورشیدی که روی خلیج افتادن لذت برده..؟؟
.
.
.
دارم وقتی رو تصور می کنم که من بعد از سرعت روی دریا...سرعت روی آسمون داشتن رو ( نه با هواپیما....بلکه با کایت !) تجربه کنم....
.
.
.
گاهی وقت ها...خیلی کوتاه... از اینکه حس حسادت آنی نسبت به من گل کنه...
خیــــــــلی کیف می کنم....!!
پ.ن: این به غیر از یه جور حــس خــود شیـــفتگی افراطــی داشتن...چه چیز دیگه ای می تونه باشه که من ، همیشه عکس های خودمو می ذارم بالا پست هام ؟؟
این عکس : خودم _ نتّه ، میناک _ بابام میگه خوب نیست...نور خورشید خرابش کرده...من هم که معلومه :) …
به نظرت اشتباه میگم...؟
همین نور خورشید که....اصلا اگه این نورها تو عکسم نبود....قشنگ بود ؟!
...
دنبال یه خونه ی جدید می گردم....کسی کمکم می کنه...؟؟
شبنم گفته بود ماه...
یادم افتاد عکس خسوف شب نیمه شعبان رو نذاشتم...
چطوره..؟؟
|