|
توی چشمات نگاه کردم مثه خوابه برای من
اسم تورو صدا کردن شده عادت برای من
هدی عاشقت منم تویی تو وصله ی تنم
حتی برای لحظه ای بی تو نمی تونم باشم
هدی بیا ای نازنین ای وارث مشرق زمین
تویی صدای پر طنین منم سکوت و نقطه چین
تویی صدای عشق من چه خوب و صاف و دل نشین
هدای من هدای من دوست دارم عزیزم
تویی نور چشای من بدون بی تو میمیرم
هدای من هدای من به آرزوم رسیدم
تویی گنج طلای من تورو از دست نمیدم
چقدر آسون دلو باختم به یک برق نگاه تو
چه بی پروا بهت گفتم که جون میدم برای تو
*
اشتباه نگرفتین...!
این شعره در وصف من سروده شده!!!
من که...نه....یکی که هم اسم من بوده....
*
حالا من یادم نیست....دکتر یادش نیست....بدنم یادنش نیست....پوستم یادش نیست قرمز بشه....
وبلاگم که یادشه!
مگه من توی این پست نگفته بودم به پنی سیلین حساسیت دارم...؟؟!!!
پس چرا در طی این دو روز ۲ تا پنی سیلین زدم...؟؟؟
این دفعه هم مثل دفعه های پیش پا کوبوندن ها و غر غر کردن هام فایده ای نداشت جز نگاه چپ چپ دکتر....
همه بدونید...!
حاضر شدم ۲ تا آمپول بزنم....
فقط و فقط برای اینکه ...
۲۲ مرداد پیش بچه ها ....وقتی خواستیم یک صدا بخونیم :
یابن فاطمه...روی تو را دیدن....در کنار تو عطر تو بوییدن...آرزوی من بوده و هرگز از یادم نرود نام تو بوسیدن...
من تنها کسی نباشم که نفس کم میارم...!
پ.ن :یه عکس فکر می کنم خوب از کسوف گرفتم....حتما می گذارمش اینجا. |