تبليغاتX
....آنی...رويای سبز
....آنی...رويای سبز

و اينک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ..... در انتظار تو...!


نیستی...هستی... ؟؟

پرده اول :

-          اصلا تو اینجا داری چی کار می کنی؟؟!! اضافی ! برو بیرون!

-           من ؟!

من مسئول نظارت بر حسن انجام کارم! نمی دونستین ٰ یعنی ؟؟

 

پرده دوم :

-          نیستی خانومی....داری برای کنکور می خونی ؟؟ سال آخر ان شا الله ؟؟

-          من ؟؟!! نه.... سال دیگه به این موقع دارم برای کنکور می خونم....

-          ما چرا پس اصلا نمی بینیمت..؟؟

-          چیز عجیبی نیست...ما هم حتی نمی بینیمش...نیست...!

 

پرده آخر:

-          چی کار می کنی..؟؟

-          هیچی...دارم برای وبلاگم پست می زنم....

-          بازم ...؟؟ تا حالا شده بس کنی؟؟!!!؟؟

 

 

پ.ن 1: همین الان یه خبر بد شنیدم....خواهر زن داییم تصادف کرده....تمام صورتش خورد شده.................

پ.ن 2: وبلاگ مانی رو ساختیم...من و مهشید ... http://mani-fesghel.blogfa.com

بیست و چهارم تیر 1387 توسط آنی شرلی |

تا من بدیدم روی تو....

تا من بدیم روی تو ای ماه و شمع روشنم

هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم

 

هر کجا خیال شه بود باغ و تماشاگه بود

در هرکجا مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم

 

درها اگر بسته شود ز این خانقاه ششدری

آن ماه رو از لامکان سر در کند در رورنم

 

گوید سلام علیک هی آورده است صد نقل و می

من شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم

 

من آفتاب انورم خوش پرده ها را بردرم

من نو بهارم آمدم تا خارها را برکنم

 

هرکس که خواهد روز و شب عیش و تماشا و طرب

من قندها را لذتم بادامها را روغنم

 

گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گو

هین بی ملولی شرح کن من سخت کند و کودنم

 

گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگران

صد فضل دارد این بر آن که آنجا هوا اینجا منم

 

رو رو که صاحب دولتی جان حیات و عشرتی

رضوان و حور و جنتی زیرا گرفتی دامنم

 

هم کوه و عنقا تویی هم عروةالوثقی تویی

هم آب و هم سقا تویی هم باغ و سر و سوسنم

 

افلاک پیشت سرنهد املاک پیشت پر نهد

دل گویدت مومم ترا با دیگران چون آهنم

 

غزل از مولانا جلال الدبن محمد مولوی بلخي رومي

 

 

                                                   فوق العاده ست...نه؟

بیست و سوم تیر 1387 توسط آنی شرلی |

نی نی بزرگ می شود...!!

اگه بدونین الان چه پنجره  هایی بازه....!!

 

اول  خب بلاگفا...

دوم  پارس تم که دارم قالب می گیرم برا وبلاگ فضیلت...

سوم  سفارش کد آهنگ...

چهارم  فوتیران تاپیک تبادل نظر راجع به بازی آلمان-اسپانیا رو دارم می خونم...

پنجم ...!

 

از اینجا ماجرا جالب می شود....!!!

.

.

.

پنجم  راستین کوچولو عزیز مامان ویدا ....

ششم  وروجک مامان=آرش ....

هفتم  آرین و مامانی ....

هشتم  من و نی نی گوگولی ...

نهم  زندگی شیرین می شود! ...

 

خب...!

تا شوکه نشدین...شروع می کنم!

وااای ی ی ی....نمی دونین!

نه....نمی دونی!

این قدر وبلاگ مامانایی هست که راجع به نی نی هاشون ( ) می نویسن....!!

خیلی خیلی...!

فقط کافیه به یکیشون سر بزنید و پیونداشو ببینید...!! کلی وبلاگ تو پیونداشون هست که یا مامان شدن....یا دارن مامان میشن...!  مثلا یه نگاهی به پیوندای مامان آرین بندازین!!

خودم خنده م گرفته که الان ۲ ساعته تو اینترنت دارم تو این جور وبلاگا پرسه می زنم...!!

یه بار امتحانش کن! باور کن گاهی اوقات (....برای من که همیشه!) از اون وبلاگ عشقولی ها (نظر من : ) خیلی بهتره...!!

 

هر چند فکر کنم دیگه زیادی هم نباید بهشون سر زد...!!! (حالا اگه یه نمه سنم بیشتر بود...خب قضیه فرق می کرد!)

 

توصیه ها :

۱. من از زندگی شیرین می شود! خیلی خوشم اومده...!هنوز مامان نشده...!

۲.این قدر از آرش خیلی خوشم اومده...! هزار ماشا الله خیلی نانازه...!!

۳.انگاری آرین هم خیلی شیطون بلاست...!!

۴. من اولین وبلاگی که رفتم راستین بود...

۵.دقت کردین؟! همشون از اون روز شماری ها دارن...مثله اون روز شماری اصفهان ما...

۶. این وبلاگ نی نی ها...به گمونم نظر متین رو کلی جلب کنه...نه؟!   آخه کلی ماماناشون عکس بچه هاشون رو گذاشتن تو وب...

۷. مامان سپهر هم  از شروع بارداریش ریز به ریز توضیح کاراشو داده...خیلی با مزه ست...( هرچند بازم زندگی شروع می شود! بهتره... )

۸. توصیه ی دیگه ای ندارم!

 

حالا پی نوشت ها ...

پ.ن ۱ : بگم که...کاری به نتیجه فینال ندارم...! من طرفدار اسپانیا بودم و هستم و خواهم بود! مثله یک ماتادور واقعی! ( و یک آبی-اناری واقعی!)

پ.ن ۲ : همچنان در پی قالب وبلاگ می گردم....برای وب فضیلت...!

پ.ن ۳ : قول بدین به اون وبلاگا یه نگاه بندازین...! قول ؟؟

پ.ن ۴ : .....

پ.ن ۵ : من مشاعرم رو از دست دادم ؟؟

پ.ن ۶ : الا به یکی دیگه سر زدم که اسمش مانی است...!!! --->http://kopolche.persianblog.ir 

پ.ن ۷ : مانی عزیز دل من و فسقلک خودم هم وبلاگ داره...نه...داشت!! داییش ساخته بودتش که الان خود داییش نیست! رفته سربازی! اونم کجا ؟؟!! یزد!!

پ.ن ۸ : راستی....حیاط مدرسه کلی عوض شده! دیگه با بیابون و از این لقب های قبلیش شباهتی نداره!!!

پ.ن ۹ : رفتم دیگه!!

گفتم دیگه ۱۰ تا نشه!

 

 

هشتم تیر 1387 توسط آنی شرلی |



آنی
تکرار غريبانه ی روزهايت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشمهايت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکيت,
از تنهايی معصومانه ی دستها
آيا می دانی که در هجوم دردها و غم هايت و در گيرودار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلالی درياچه ی نقره ای نهفته بود؟
آنی
اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه ی طلايی خورشيد دوستی بسپاری و در آبی بيکران مهربانی ها به پرواز در آيی

و اينک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست
در انتظار تو......

*

17 سالمه و یه شاگرد سال آخر دبیرستانم!

شاید حرف هام مسخره و یا خسته کننده باشه...
اما...
واقعیه
و مهم تر اینکه حرف دلمه!


ازت ممنونم که بهم سر زدی D:





من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانهء ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانهء دوست کجاست؟

.
.
.


و همه مي دانيم
ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است...

anne_shirley92@hotmail.com

عکس های آنی (رویای سبز)

RSS 2.0


آلبوم عکس های مورد علاقه ام از آنی: Image hosted by Webshots.com
by theshowisfree وبلاگ بچه های فضیلت! < < آموزش قالب كدجاوا> >
منبع کد اهنگ مینوس

بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس

Design By Parstheme