|
خیلی دلم می خواد هرچه زودتر مدرسه تموم بشه و دانشجو بشم ، یه دانشجوی فیزیکی (ایهام داره !) ...
خیلی دلم می خواد امسال انقدر سریع نگذره و ما بازم همون شیطونای دوم ریاضی باشیم ...
همینه که میگن گاهی اوقات زندگی بر وفق مراد نمی گذره...دلیلی هم بر غر غرو بودن من نیست....
چون ،
وقتی من میندازنت ته ته و تک تنها می گن چون تو خوش اخلاقی و نق نمی زنی... (!) برا همین گفتیم کی بهتر از هدی جون (!!) که تنها بندازیمش...از تنهایی که ناراحت نمیشه...!!
پ.ن 1 : چه قدر شیر تو شیر شد!
پ.ن 2 :امروز روز نجوم بود که برای من امروز از ساعت 7 صبح شروع شد...بر عکس همه ی جمعه ها و صد البته تو ورد آورد و بین سارا و فائزه و در اوج سرما با فقط یه پتو سفری که شریکی استفاده شد !
پ.ن 3 :....!
|