|
همه چی پیچیده شده...
با وبلاگم احساس غریبی می کنم...
اصلا نمی دونم چه کار کنم
و چه قدر کار هست که بکنم...
خیلی...
فکر می کنم یک ماه میشه که پای کامپیوتر نیومدم ، وا ی ی ی ی...من همه چی رو فراموش کردم!
یادم رفته دوست داشته باشم...
از ته دل شاد باشم و
یا حتی بنویسم...
توی اون روزای برفی خیلی نوشتم...اما...
حرفام پوچ شده ،
پوچ بود.
راهی هست؟
یعنی میشه؟
میشه که حر ف تکراری نزد؟
میشه بشم همون هدای 14 سال؟
چرا....؟
چرا 15 سالگی این طوری بود...؟؟
فکر هام پوچ شده...منی که همیشه دلم برای کسایی که حرفاشون...نوشته هاشون پوچ بود ...می سوخت...و شاید
بهشون می خندیدم!
من دارم بزرگ میشم...
میشه که تغییر کنم؟
میشه که آدم بزرگ نشم؟؟
میشه که 16 سالگیم مثله 14 سالگیم ، باشه؟
آه....
میشه...یعنی روزی هست ،
که حسرت نخورم؟؟
|